وقتی بعضی از مشکلات جامعه بهائی در کشور مقدّس ایران را مورد دقّت قرارمی دهم مسائل و مشکلاتی که مردم در قرون وسطی با آن گریبان گیر بودند در ذهنم تداعی می شود . به یاد آوردم که چگونه کلیسا با تفکّرات و ایده هایی که می توانست ارابه علم را در آن شب های تاریک به حرکت درآورد و اجتماع انسانی را به آستانه دری نزدیک کند که یک سویش در تاریکی بود و یک سوی دیگرش غرق در نور ، یک سویش در ظلم بود و سوی دیگرش در عدل . یک سویش در جهل بود و سوی دیگرش در علم . این افکار نوین با اصول کلیسای کاتولیک مخالف بود چون در عین این که بر روی ستون های محکم قرارداشتند تعداد بیشماری از قوانین کلیسایی را نسخ می کردند ودر حقیقت اگر یکی از این قوانین زیر سؤال می رفت ومورد بحث و دقّت روشنفکران جامعه قرارمی گرفت دیگر جایی برای روحانیّت مسیحی یا کاتولیک باقی نمی ماند و در حقیقت حکومت های مذهبی برای تداوم بقای خود مجبورند که با علم و تفکّرات نوین در جامعه با تمام نیرو به مقابله برخیزند و از آنجایی که حکومت فعلی ایران نیز در مجموعه حکومت های مذهبی قراردارد تفکّرات قرون وسطایی نیز در آن به وفور دیده می شود .
این محرومیّت جوانان جامعه بهائی از تحصیلات عالیه اگر چه مخالف اصل (19) و اصل (20) قانون اساسی است و لی به زعم متفکّرین این حکومت می توانست بقای آنها را تضمین نماید چرا که :
1- محرومیّت جوانان بهائی از دانشگاه به مفهوم اخصّ آن یعنی محرومیّت افکار نوین جهانی از دانشگاه های ایران .
2- افراد بهائی تا دوره متوسّطه تحصیل نموده و در پشت خطّ قرمز کنکور بر جای باقی بمانند .
3- جامعه قابلیّت تولید مدیران قا بل ندا شته با شد .
4- حرکت صعودی جامعه تغییر کرده و سیر قهقرایی نماید .
5- اضمحلال جامعه
در واقع این نکات که تراوش تفکّرات ارگان های سازمان یافته نظام جمهوری اسلامی بود می توانست جامعه بهائیان را مانند ایدولوژی ها ی سیا سی دیگر در ورطه هلاک و نابودی بیندازد ولی غافل از این که جامعه بهائی اجتماعی است که رهبریت آن قبل از رسیدن به چالش ، چگونگی رسیدن آن در آینده و راه حلّ و دور زدن آن چالش را از قبل مورد توجّه قرارداده است و این را می شود در پایه های تشکیل بیت العدل ا عظم یا فت .
اصل نوزدهم : مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهدبود .
